تبليغاتX
Gamefa:::گیم فا Gamefa:::گیم فا

درباره ي ما

سلام.خوش آمدید.ما سعی می کنیم جدیدهای بازی را برای شما آماده کنیم.
با تمام سایت ها و وبلاگ ها تبادل لو گو و بنر و لینک میکنیم.
آدرس های ورودی :
game-fa.com
game-fa.tk

ایمیل:
game.fa20@gmail.com


پيوند روزانه
وبلاگ تخصصی بازیهای رایانه
ترینر و کدتقلب تمام بازیها
دانلود موزیک و فیلم روز ، گالری عکس داغ
شهر بازیها
ویستا گیم
بازیهای کاکرو
هر چی از بازی ها بخواین
game128 مرجع بازی های رایانه ای
وبلاگ تخصصی سونی اریکسون
۩۞۩ دانلود بهترين بازي ها۩۞۩
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: Gamefa:::گیم فا در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد

خبرنامه سايت

جستجو در سايت

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

لوگوي دوستان
شهر بازیها

هر چی از بازی ها بخواین

کد لوگو:
XXX::: وبلاگ تخصصي سوني اريکسون :::XXX
Designer Template
www.game-fa.com
آمار

تبليغات
بنرما
کليک کنيد
……………………………....................





شهر بازیها

هر چی از بازی ها بخواین

ویستا گیم | ViSTAGaME
کليک کنيدze

بياتو حال کن

= کليک کنيد

Giana sisters
موضوع : نقد و بررسی بازیها

گیمرهای قدیمی به خصوص کسانی که اهل کومودور64 و آمیگا بودند حتما جیانا سیسترز را به خاطر دارند.یک بازی پلت فرمر که کپی تابلویی از سوپر ماریو بود و آبروی سازنده هایش را برد.به طوری که سازنده ها مجبور شدند بازیشان را از بازار جمع کنند!یک بازسازی جالب از همان بازی قدیمی برای DS منتشر شده که بازی کردنش خالی از لطف نیست.با این که جیانا سیسترز یک تقلید تمام و کمال از سوپر ماریو است; اما باز هم ارزش بازی کردن دارد.

پلت فرم:DS

تهیه کننده: DTP Entertainment

سازنده:Spellbound Interactive

سبک:پلت فرمر

درجه بنده سنی: مناسب برای همه سنین



Braid
موضوع : نقد و بررسی بازیها

بازی‌Braid سال پیش توانست عنوان موفق ترین بازی آرکید سال را از آن خودکند.کسانی که آن را از ایکس باکس لایو دانلود کردند تا مدت ها درگیر پیدا کردن قطعات پازل جورچین  این بازی بودند.نسخه ی PC آن به تازگی بازار آمده که توصیه می کنیم حتما آن را امتحان کنید.سبک بازی پلت فرمر از نوع دو بعدی با گرافیک کارتونی است.نقش ول این بازی می تواند زمان را به عقب برگرداند و این قابیت باعث به وجود آمدن معماهای پلت فرمری  پیچیده ای می شود.

پلت فرم : PC

تهیه کننده: Number None Inc

سازنده:Number None Inc

سبک: پلت فرمر

درجه بندی سنی : مناسب برای همه سنین

..........................

محمد



LocoRoco Hi
موضوع : نقد و بررسی بازیها
                                     

لوکوروکوهای دوست داشتنی بالاخره از توی Psp های سونی در آمدند و به گوشی هایموبایل هم راه پیدا کردند.روند بازی هیچ تفاوتی با نسخه های پی اس پی ندارد.همچنان شما باید دنیا را تکان دهید تا لوکوروکوها حرکت کنند.این کار با استفادهاز دکمه های 6و4 انجام می شود.مراحل خیلی متنوع نیستند و همه از مراحل اصلی اولین باز لوکوروکو ی Psp برداشته شده اند.یکی از نقاط ضعف بای نسبت به نسخه های اصلی;پایی بودن کیفیت موسیقی و محدود بودن اهنگ هایی  است که لوکوروکوها می خوانند.                                   <<<لینک دانلود در پایین>>>

تهیه کننده:Glu

سازنده:Gamelion studios

سبک:پلت فرمر

فرمت:J2ME

دانلود



Final Fantasy chronicles:echoes of time
موضوع : نقد و بررسی بازیها

شماره جدید از سری FF Chronicles برای دو کنسول فعلی نینتندو یعنی DS و Wii منتشر شده است.هر دو نسخه علاوه بر این که به صورت جداگانه قابل بازی هستند٬قابلیت اتصال به یکدیگر هم دارند.سبک بازی کماکان نقش آفرینی از نوع اکشن است و باید در تمام مدت در سیاهچال هایی که پر از هیولا های بی رحم سیر کنید.احتیاجی به توضیح و تعریف بیشتری از فاینال فانتزی نیست.هر کسی که اهل بازی های نقش آفرینی است باید این بازی را امتحان کند.

پلت فرم:Wii ; Ds

تهیه کننده:Square Enix

سازنده:Square Enix

سبک:نقش آفرینی اکشن

درجه بندی سنی:مناسب برای همه ی سنین.



Kill zone 2
موضوع : نقد و بررسی بازیها

شاهکاری که ماندگار می شود

     Guerrilla Games :سازنده
    Sony Computer Entertainmentناشر :
 (Ps3)پلتفورم :
سبک بازی : اکشن اول شخص


سال 2003 بود که شرکت سونی خبر ساخت و عرضه بازی جدیدی با نام Kill zone  در سبک تیراندازی اول شخص شوتر را به صورت رسمی اعلام کرد. خیلی ها بر این باور بودند که بازی Kill zone فقط برای مبارزه با Halo 2 آماده می شود و به آن عنوان Halo Killer داده بودند. اما شرکت سونی در چندین نشست خبری خود تمام این حرف ها را رد کرد! و آن ها را ادعاهایی بی موردی دانست.
بالاخره روز موعود فرا رسید و بازی Kill zone همزمان با بازیHalo 2 به بازار عرضه شد. عرضه همزمان این بازی با بازی محبوبی همچون Halo2 ریسک بزرگی بود که شرکت سونی دست به آن زد و البته با شکست هم مواجه شد!
البته علت این شکست ضعف و ناتوانی بازیسازان در ایجاد طرح و ایده های خوب نبود، بلکه این کنسول ps2 بود که توانایی تحمل آن همه ایده بزرگ و کوچک چه در زمینه گرافیکی و چه در زمینه گیم پلی را نداشت.
شاید پس از این شكست کمتر کسی تصور می كرد باز هم شرکت Guerrilla و سونی تصمیم بگیرند تا نسخه جدیدی از بازی Kill zone را به بازار عرضه کنند. اما E3 05 فرصت بسیار خوبی برای شرکت سونی بود تا از همان ابتدا میخ خود را محکم بکوبد و با معرفی Kill zone2 از هم اکنون فروش میلیون ها کنسول Ps3 را تضمین کند.
جف گرستمن، یکی از منتقدین سایت IGN در رابطه با حضور خود در نمایشگاه E3 05 و نمایش عنوان Kill zone2  می گوید:
هر چند دیگر همگان متوجه شده اند که اولین نمایش شگفت انگیز بازی Kill zone2 تماما به صورت از پیش رندر شده بود، اما به جرات می توانم بگویم که اگر آن نمایش عجیب و غریب در سال 2005 نشان داده نمی شد میزان توجهی که هم اکنون به Kill zone2 می شود بسیار کم بود و Guerrilla هم نمی توانست در سال 2008 همان نمایش E3 05 را تنها با جزئیاتی کمتر به ما نشان دهد !!!
او اعتقاد دارد Kill zone که هم اکنون مشاهده می شود تفاوت چندانی با نمایش سال 2005 ندارد و این به معنای یک معجزه است ! او می گوید:
بازیسازان برای اینکه نمایش سال 2005 را دوباره تکرار کنند همه کار کردند و به موفقیت هم رسیدند!!
هر چند جملات او کمی اغراق آمیز به نظر می رسند، اما انصافا با کمی دقت می توان به حرف های جف اعتماد کرد و به عظمت گرافیکی Kill zone2 پی برد .

 

داستان:
داستان Kill zone2در سیاره ای به نام هلگان اتفاق می افتد كه نیروهای ISA به آن جا حمله كرده اند و ساكنین این سیاره هلگاست ها نام دارند و دشمنان شما محسوب می شوند. مردم، شهر را تخلیه كرده اند و شهر به یك میدان جنگ كامل تبدیل شده است. دیگر شخصیت اصلی بازی JAN Templar كه درK1 کنترل او را در دست داشتیم جای خود را به شخصی به نام سو (SEV) داده است. انسان ها برای پایان دادن به جنگ خونینی که سال ها با هلگاست ها داشته اند تصمیم دارند در ماموریتی به سیاره دشمن حمله کنند و رهبر Helghast ها را دستگیر كنند...

 

 

حال و هوای بازی:
هیچ جای امنی وجود ندارد!! . سربازانی که درحال مبارزه با هلگاست ها هستند بسیار طبیعی و پر هیجان با هم صحبت می کنند و داد فریاد می زنند. فرماندهان دستور شلیک می دهند ! چند سرباز آتش گرفته و به این طرف و آن طرف می دوند. Cruiser ها در بالای سر شما پرواز می کنند و آسمان صاعقه می زند و محیط توسط رگبار گلوله ها تخریب می شود ! رنگ بندی خاکستری بازی نیز به این محیط هیجان زده رنگ تازه ای بخشیده و در ترسناک شدن و جذاب شدن آن کمک شایانی کرده است. گلوله ها هیچ وقت به شما اجازه آرامش نمی دهند و زمین پر شده از لاشه ی روبات ها و سربازان... پوکه های گلوله مانند طلا روی زمین برق می زند ! این تنها گوشه ای از هیجاناتی است که در هنگام انجام بازی به شما دست خواهد داد و خیلی از سور پرایز های باقی مانده است!
 
گیم پلی:
سازندگان گیم پلی بازی را را به سمت واقعی گرایانه پیش برده اند و ظاهرا این موضوع برای آن ها از هر چیز دیگری مهم تر بوده. حدود 20 اسلحه در بازی وجود دارد و با تنوع اسحه های بسیار زیادی روبرو هستیم. شما با انواع نارنجک ها هم سر کار خواهید داشت، وقتی با اسلحه شلیك می كنید اسلحه شما همانند نمونه های واقعی اصطلاحا به شما لگد می زند و این موضوع باعث می شود که مجبور شوید در هنگام تیراندازی دقت بیشتری به خرج دهید. شما می توانید با زدن کلید L1 سنگر بگیرید و با رها کردن دوباره ی آن به حالت عادی بر گردید. پنگاهگیری بسیار عالی کار شده است و این نشانگر سعی سازنگان به هرچه واقعی تر شدن بازی بوده . سیستم سلامتی بازی نیز همانند اکثر عناوین نسل حاضر بدین صورت است که وقتی تیری به شما اصابت کند صفحه مقداری تیره و تار شده و شما باید در این لحظه پشت یک سنگر پناه گرفته تا صفحه به حالت اول خود باز گردد) Auto Recover  .(این سیستم در اکثر عناوین امروزی به کار برده می شود و اتفاقا کمک زیادی نیز به تحرک و سرعت اکشن بازی می کند.
 
                     
هوش مصنوعی:
فراموش نکنید که دشمنان شما بسیار باهوش هستند. هر تعداد از سربازان فرمانده ای دارند که به آن ها دستور می دهند. شما می توانید با کشتن فرمانده آن ها که بسیار باهوش است، کمی دشمنان را گیج کنید و به آن ها ضربه بزنید. فرماندهان کمی قوتر از سربازان عادی هستند و همیشه می توانید صدای دستور دادن آن ها به سربازان را بشنوید! دیگر دشمنان نمی توانند بی نهایت تیر به طرف شما شلیک کنند و حتی تیر های آن ها هم تمام خواهد شد و اگر سریع اسلحه ای در کنارشان افتاده باشد آن را خواهند برداشت! دشمنان شما هیچ وقت بیگدار به آب نخواهند زد و بسیار منطقی عمل می کنند.


                    
گرافیك
گرافیک بازی و اتمسفر محیطی مراحل به همراه تعداد زیادی object که در آن واحد در حال رندر شدن هستند تحسین شما را بر می انگیزد. مدل های پرجزئیات بازی و استفاده از سیستم دینامیک تیم سازنده که باعث شده تا ما شاهد هیچ نوع افت فریمی در بازی نباشیم از نکات شگفت انگیزی است که توجه هر کسی را به خود جلب می کند. تیم Guerrilla  از جدیدترین تکنولوژی های روز در زمینه Game Developing تحت عنوان Edge Toolset بهره برده و ما را با نور پردازی فوق العاده و بی نقصی روبرو می سازد. در هر صحنه بیش از 100 منبع نور وجود دارد که پردازش تاثیر آن ها روی آبجکت ها و شخصیت ها واقعا عالی و میخکوب کننده کار شده است ! تکسچر های موجود در بازی بسیار با دقت ساخته شده اند . شیدر ها و سایه زنی ها نیز از دیگر نقاط قوت بازی به حساب می آیند. تعداد polygen های استفاده شده در مدل ها نیز بسیار بسیار بالا هستند و نرمی خیره کننده ای به مدل ها داده اند. انیمیشن ها بازی مخصوصا انیمیشن تیر خوردن دشمنان و پرتاب شدن آن ها توسط انفجار نارنجك بسیار عالی كار شده بود. انیمیشن ها اصلا تكراری نبوده ومعلوم است كه سازندگان بازی وقت زیادی را برای طراحی تعداد زیادی انیمیشن صرف كرده اند كه واقعا تحسین برانگیز است. یكی از نكات جالب بازی انیمیشن های سرباز های انسان و Helghast است که به صورت Motion-Captured ضبط شده اند و همچنین در صورت کشتن یکی از این سرباز ها خون آن ها پس از ریخته شدن روی زمین و به خاطر جدا شدن پلاسمای موجود در آن رنگ عوض خواهد كرد! همچنین در صورت شلیک به یکی از افراد سیستم Hit- Response بازی بر اساس نوع اسلحه و زاویه شلیک شما به جلو یا عقب سربازی که به آن شلیک شده است میزان خسارت وارده را حساب کرده و انیمیشن صحیح را برای به تصویر کشیدن این عمل انتخاب خواهد كرد. باور کنید جو قوی و گسترده با رنگ بندی سینماتیک و نور پردازی خیره کننده بازی را به این راحتی ها نمی توان وصف کرد.


نتیجه گیری
در انتها به جرات می توان ادعا کرد که بازی Kill zone2 یکی از بهترین بازی های اکشن اول شخص است که تا به امروز ساخته شده است و تا مدت ها بی رقیب خواهد ماند. ما انجام این بازی را به همه دوستداران بازی های سبک اکشن اول شخص پیشنهاد می کنیم.

 



نقد و بررسی بازی زیبای Brothers in arms: hells highway
موضوع : نقد و بررسی بازیها
Brothers in arms: hells highway سومین نسخه از سری بازی های Brothers in arms است . بازی برای کنسول های xbox 360 و playstation 3 در 2008 عرضه شده است .
از نکات خوب این بازی میتوان به این که یک بازی اول شخص نظامی به خوبی از عهده کنترل گروهای جنگنده بازی بر امده است و هم چنین به محیطی که در بازی به جزییات ان به خوبی توجه شده و کاراکتر های جالب و کارکرد خوب دوربین اشاره کرد . هم چنین فیزیک عالی بازی میتواند برای بازیکن گیرایی داشته باشد چیزی که در نسخه های قبل به صورت ابتدایی شاهد ان بودیم .


مثلا اگر به چیزی تیر اندازی کنید ان شی کاملا واقعی تکه تکه میشود و یا هنگامی که با نارنجک دیواری را از بین میبرید به قدری تکه های اجر به این ان طرف پرت میشوند که توجه بازیکن را به خود جلب میکند . انفجار تانک ها هم در بعضی دمو ها طبیعی و زیبا جلوه میکند . از دیگر امتیازات مثبت بازی این است که حتی لوکیشن ها / عملیات های جنگی و شخصیت های بازی واقعی و قابل باور هستند . بازی نسبت به مجموعه های قبلی اش از سرعت بالاتری برخوردار بوده و هوش مصنوعی دشمنان بالاتر رفته است به طوری که دشمنان زیرک هر لحظه یک تصمیم جدید میگیرند و بهترین راه را انتخاب میکنند و درست بر خلاف بازی ghost recon زمانی که به دشمن یا یار خودی گلوله ای اصابت میکند انها طبیعی تر و واقعی تر کشته میشوند و اثر تیر ها و اصابت به وضوح بر روی بدن انها دیده میشود .




از نکات بد بازی میتوان به برگشت موضوع داستان به مجموعه داستان های قبلی بازی و این که اختلالات در ساخت باعث خراب شدن cutscence ها شده است اشاره نمود .. بازی دارای ویژگی های زیادی است مانند این که بازیکن میتواند گروه های نظامی زیادی را تحت کنترل بگیرد مثل تیم هایی که دارای bazooka و machine gun ( مسلسل) هستند AL بازی پیشرفت کرده حتی بر روی AL دشمن هم کار شده است . . ان چه مسلم است است که Brothers in arms: hells highway در بین سری نسخه های قبلی اش بهترین از اب درامده است چشم انداز زیبای بازی و مبارزات و نبرد ها یی که در قالب شخصیت های پر انرژی و تکنیکی اورده شده اند جذابیت بازی را برای بازیکن چندین برابر میکند . نسخه windows بازی میتواند از مزایای 10 Directx بهره ببرد . که باعث شده گرافیک ان یک بازی realistic ( واقع گرایانه) را پیش روی بازیکن به تصویر بکشد . درست است که کنترل بازی نسبت به نسخه های قبل کمی پیشرفت داشته اما شاید برای بازی به این گستردگی داشتن کنترلی بهتر میتوانست یکی از فاکتور های مهم موفقیت brothers in arms : hells highways گردد .



شاید بعد از گرافیک بازی بیشترین تغییرات این قسمت بازی مربوط به روند بازی باشد که به طور کل با قسمت های قبل مغایرت دارد و یکی دیگر از نکات قابل توجه در روند بازی coach team است بدین گونه که بازیکن به افراد خود فرمان داده تا به هر جا که فرمان می دهد بروند و ان جا را تحت پوشش خود بگیرند .در بعضی از مراحل بازیکن باید به صورت تخریبی عمل کرده و به نوعی دشمن را غافل گیر کنید اما در بعضی مراحل هم باید با احتیاط جلو رفته تا پاتک نخورد .
به هر حال این بار هم بازی باعث چه از لحاظ طراحی و چه از لحاظ ساخت سازندگانش را سر افکنده نکرده است . پیشنهاد میکنیم شما هم ان را بازی کنید .


نقد بازی Far Cry 2
موضوع : نقد و بررسی بازیها
[تصویر: 2004055347486683653_rs.jpg]

اين جا آفريقاست، سرزميني كه بعد از پشت سر گذاشتن استعماري كهنه اكنون جزو فقيرترين كشور‌هاي دنيا محسوب مي‌شود، مردمي زجر كشيده و صميمي با آن نگاه نافذشان چندان دل خوشي از سفيد‌پوستان ندارند زيرا اين نژاد سفيد همواره آنان را مورد آذار قرار داده و تا توانسته از اين مردم بي‌گناه كار كشيده است، بله آفريقا بكرترين قاره‌ي دنياست، و مي‌توان درسهاي فراواني از شجاعت و فداكاري‌هاي اين قوم در مقابل مبارزه با استبداد آموخت، اين سخناني كوتاهي بود از خاطرات تيم منترال Ubisoft در سفر به آفريقا. همواره ايده‌هاي نو و جديد در ذهن بازيباز جاودان خواهد ماند و با اين ايده‌ها مي‌توان نسخه‌هاي جديدي منتشر كرد، دقيقا سال 2004 شركت آلماني Crytek كه توسط دو برادر اهل تركيه با نام‌هاي آوني و فاروك يرلي تاسيس شد و در 23 مارچ 2004 اين گروه با كمك شركت فرانسوي Ubisoft بازي با نام Far Cry را روانه بازار كردند كه جهشي عظيم در صنعت بازي‌هاي كامپيوتري بود، زيرا تا آن موقع هيچ شركتي نتوانسته بود با ايده‌اي ناب و دست نخورده اثري را خلق كنند، تا آن موقع بازي‌هاي اول شخص در محيط‌هاي بسته يا در فضاي خشك و خاكي انجام مي‌گرفت در حالي كه در Far Cry فضاي بازي در محيطي نيمه باز و سرسبز استوايي انجام مي‌گرفت كه باعث شد اين بازي لقب برترين اكشن اول شخص سال را به خود اختصاص دهد، چيزي كه بيشتر در Far Cry به چشم مي‌آمد موتور گرافيكي بسيار قوي و روان با نام CryENGINE بود كه صنعت بازي‌هاي كامپيوتري را تكان داد، همان طور كه مي‌دانيد در حال حاظر شركت Crytek با خلق موتور گرافيكي CryENGINE2 بازي Crysis را با همكاري ناشر بزرگ EAGame مي‌سازد. اما چرا Crytek از Ubisoft جدا شد و ديگر عنوان جنجالي Far Cry 2 را نمي‌سازد؟ واقعا پاسخ به اين سوال دشوار است زيرا مشخص نيست چرا Crytek عنوان Far Cry را رها نمود و چگونه اين اثر را به شركت منترال يوبي‌سافت سپرد؟ آيا منترال يوبي‌سافت مي‌تواند دنباله‌ روي خوبي براي اين اثر باشد؟ در جواب بايد گفت بله تيم منترال با سابقه‌اي ديرينه در صنعت بازي سازي دنباله خوبي براي اين بازي خواهد ساخت و با توجه به توانمندي‌هاي اين تيم در بازي‌هايي همچون: Splinter cell ، Assassin's Creed و ... ديديم قطعا Far Cry 2 زيبا خواهد شد. تقريبا زماني كه پروژه‌ي Crysis مطرح شد و Crytek به يوبي‌سافت اعلام كرد براي ساخت نياز به هزينه بيش از 50 ميليون دلار است يوبي‌سافت به دليل كمبود بودجه و عدم ريسك نتوانست برادران يرلي را پشتيباني كند و سريعا شركت EA اين گرگ صنعت بازي جيب‌هايش را گشود و Crytek را از هر لحاظ پشتيباني كرد در آن سو Crytek با توجه به تعهدي كه به يوبي داشت امتياز عنوان محبوب Far Cry را به يوبي‌سافت سپرد و عنوان كرد هيچ شركتي به غير از يوبي نمي‌تواند دنباله‌ي اين بازي را آن طور كه شايسته است بسازد، بنابراين يوبي‌سافت طبق قانوني كه همواره رعايت مي‌كند در مورد چرخش ساخت بازي بين شركت‌هايش تيم منترال را برگزيد و اعلام كرد تجربه‌ي اين تيم نسبت به تيم‌هاي ديگر بيشتر است و خود اين تيم هم در غالب مشاور و ناظر بر روي پروژه Far Cry سال 2004 كار كرده بودند، در ضمن Crytek اعلام كرد عنوان Far Cry بايد اصالت خود را در قالب پلتفرم PC حفظ كند و نسخه كنسولي از اين عنوان به هيچ عنوان عرضه نگردد كه اين عمل با توجه به سياست گذاري‌هاي يوبي‌سافت مقايرت دارد و در آينده‌اي نه چندان دور خواهيم ديد كه خبر ساخت نسخه كنسولي بازي اعلام خواهد شد. اما بحث اصلي را در مورد Far Cry 2 آغاز مي‌كنيم، پس به ياد داشته باشيد سازنده‌ بازي كمپاني منترال يوبي سافت است و ناشر نيز خود يوبي‌سافت مي‌باشد و ديگر از Crytek خبري نيست. در اين مقاله ابتدا داستان و ايده‌هاي ساخت بازي را مطرح مي‌نماييم، سپس گذري مي‌كنيم به تيم سازنده بازي و نظرات آنها و در ادامه در مورد گيم‌پلي، فيزيك، موتور گرافيكي (كاملا مفصل) صحبت خواهيم كرد.

[تصویر: 2004060712197557483_rs.jpg]

[تصویر: 2004017089251554551_rs.jpg]

فار كراي 2 با حفظ اصالت‌هاي پيشين اين مجموعه سعي كرده گام‌هاي خود را محكم‌تر از شماره يك بردارد و دنباله‌روي عالي براي نسخه‌ي پيشين باشد، به همين سبب تيم منترال در ابتدا داستان بازي را نوشت و خصوصيات عمومي اين مجموعه را اعلام كرد، منترال اعلام كرد ذهن بازيبازان را بايد از محيط جنگلي شماره يك دور كنيم تا ايده‌هاي جديده‌مان خود‌نمايي كند، داستان بازي نبايد خطي باشد زيرا بازيباز پايان‌هاي متفاوتي را بايد تجربه كند، محيط بازي مثل شماره يك نبايد محدود باشد و كاملا باز و وسيع باشد، در اين محيط باز هر گونه جنبده‌اي حركت كند و در اصل يك شهر بسيار بزرگ زنده ايجاد شود، بازيباز بايد طلوع و غروب خورشيد يا همان چرخه شب و روز را ببيند، گرافيك بازي بايد به موتور گرافيكي CryENGINE2 شركت Crytek بسيار شبيه باشد و... از جمله موارد جنرال و عمومي بود كه در ابتدا به عنوان سرفصل‌ها مطرح گرديد و تقريبا وظيفه‌ي هر فرد در تهيه اين نكات مشخص شد. خط داستاني بازي به جرات مي‌توان گفت بسيار زيباست و شما در محدوده داستاني خاصي كه كاملا غير خطي است حركت مي‌كنيد، اين بدين معني است كه در هر كجاي نقشه حركتي انجام دهيد ناخواسته جزو داستان بازي محسوب مي‌شود و در پايان بازي تاثير مي‌گذارد اما هسته داستاني بازي در سال 2020 در آفريقا اتفاق مي‌افتد، در آن زمان آفريقا به مرز تحركات نظامي درآمده است و هر لحظه ممكن است يك ابر‌قدرت به اين قاره حمله كند زيرا همچنان كه در ابتداي بحث اعلام كردم آفريقا قاره‌اي دست نخورده و بكر است و اين موضوع براي قدرت‌هاي بزرگ يك منبع تامين نياز‌هايشان مي‌باشد، پس اين قاره به دليل دارا بودن ذخائر بزرگ مورد توجه قدرت‌ها قرار گرفته و در آن زمان بسيار مهم شده است، در اين بين شما به عنوان عامل يكي از اين ابر قدرت‌ها وارد خاك آفريقا مي‌شويد و بايد جلوي قاچاق اسلحه كه ابرقدرت ديگري در حال انجام اين كار است را بگيريد، در اصل شما براي حفظ منافع خودتان بايد از تحرك نيروي مجاور كه قصد استعمار اين قاره را دارد بگيريد زيرا در اين صورت ديگران از اين منابع استفاده خواهند كرد. شخصيت اول بازي جك كارور نسخه‌ي پيشين نيست و بلكه 12 شخصيت متفاوت با قابليت‌هاي گوناگون در بازي وجود دارد كه شما مي‌توانيد از بين اين اشخاص يكي را انتخاب كنيد و وارد بازي شويد، محيط بازي چيزي شبيه بازي S.T.A.L.K.E.R. ، Oblivion ، و حتي Just Cause است، يعني به گونه‌اي كاملا باز و Open World است و به صورت آزادانه مي‌توانيد در شهر بچرخيد و مرحله بگيريد، free-roam (حالت آزادانه) كمك بزرگي به تاثير پذيري شخصيت‌هاي داستاني و انتخاب‌هاي بازيباز كرده است، شخصيت‌هاي بازي با نام buddies در بازي شناخته مي‌شوند كه اسامي آن‌ها عبارتند از: Warlord (ارباب جنگ) ، The Jackal (شغال) ، Marty Alencar ، Warren Clyde ، Nasreen Davar (شخصيت زن بازي) ، Hakim Echebbi ، Paul Ferenc ، Flora Guillen ( شخصيت زن بازي) ، Andre Hyppolite ، Josip Idromeno ، Frank Bilders. در طول نقشه بازي كه در حدود 50 كيلومتر مربع است تمامي اين شخصيت‌ها پراكنده شده‌اند كه براي گرفتن ماموريت خاص بايد پيش اين افراد برويد البته شما بيشتر با شخصيت Jackal و Warlord كار خواهيد داشت، در حدود 100 شخصيت فرعي ديگر هم وجود دارد كه همگي قابليت گرفتن ماموريت را دارند حتي با شخصيت‌هاي فرعي مي‌توانيد دست به يكي كنيد و در عمليات‌ها آن‌ها را هم دنبال خود بكشيد، تا كمكتان كنند. تعداد ماموريت‌ها بسيار زياد است چون بايد عمليات‌هاي فرعي را در كنار عمليات‌هاي اصلي انجام دهيد، البته عمليات‌هاي اصلي باشكوه بيشتري انجام خواهد شد و براي انجام عمليات‌هاي فرعي وقت كمتري را صرف مي‌كنيد. اما وسعت بازي كه عنوان شد 50 كيلومتر مربع است بخش اعظم آن را بيابان و صحرا اختصاص داده است، همان طور كه مي‌دانيد آفريقا بسيار خشك بوده و مناطق بياباني و صحرايي فراواني دارد، همان طور كه در تصوير مشاهده مي‌كنيد ما نقشه‌اي از حدود و وسعت بازي تهيه كرده‌ايم كه در حاشيه نقشه مناطق خشك وجود دارد، در مركز بخش ساوانا ( مناطقي كه پوشش گياهي كمي‌ دارند و درختچه‌هاي بلند و بزرگ با فاصله همه جاي آن را پوشانده است ) قرار گرفته و در داخل آن جنگل كوچكي با گياهان مخصوص مناطق خشك شكل گرفته، در داخل جنگل رودخانه‌هاي بزرگ و كوچك فراواني وجود دارد كه انشعابات آن بسيار زياد است بدين صورت كه اگر در منطقه جنگلي قرار بگيريد زير پاي شما آب رودخانه‌هاي فرعي جاريست، در حقيقت سازندگان نقشه‌اي بسيار زيبا و منطقي را پديد آورده‌اند كه همه‌چيز در آن يافت مي‌شود، در مناطق كويري جز حيوانات نادر وحشي چيز ديگري يافت نخواهيد كرد چون در كوير به علت دارا نبودن گياه و آب موجودات بسيار كمي را مي‌بينيم، اما در ساوانا حيواناتي مانند: آهو، گوره‌خر، فيل را مشاهده مي‌كنيم كه براي خوردن آب، خود را به مناطق رودخانه‌اي مي‌رسانند، در جنگل نيز حيوانات وحشي وجود دارد ولي مانند نسخه‌ي قبلي خبري از حيوانات بيوشيمي يا Trigens نيست و همه چيز رئال و حقيقي است. پرندگان، انواع كرم‌ها در اين جنگل‌ها موجوداند كه جاي شگفتي دارد، جالب اين‌جاست كه محيط بازي واقعا پويا و دايناميك است اگر بخواهم يك همزاد براي نقشه‌هاي دايناميك بيابيم شايد HALO 3 بهترين گزينه براي تشابه نقشه‌ها باشد، به محيطي واقعا پويا مي‌گويند كه تمام NPC ‌ها با در نظر گرفتن اعمال شما بر بازي تاثير بگذارند و يا بدون اين كه شما دخالتي در كار آن‌ها ايجاد كنيد آن‌ها كار خود را بدون تكرار انجام دهند، اگر يك زاويه ديد در بالاي نقشه بازي ايجاد كنيم در نقشه‌هاي پويا در كور‌ترين منطقه خواهيم ديد فردي براي گذراندن امورات زندگي خود مانند يك انسان واقعي عمل مي‌كند و هر كار عقلاني را انجام مي‌دهد (بدون اين‌كه شما در آن منطقه باشيد) و يا NPC‌ ها وقتي با شما تعامل برقرار مي‌كنند رفلكس بسيار واقعي از خود نشان مي‌دهند، فار كراي 2 بدون ترديد پويا ترين نقشه را در بين بازي‌هاي كامپيوتري خواهد داشت، علاوه بر اين چرخه‌ي شب و روز در بازي به صورت دقيقي بر قرار شده است و طلوع و غروب خورشيد را خواهيم ديد، رنگ آسمان نيز در غروب بنفش مي‌شود و با توجه به اين‌كه محيط بازي بياباني است غروب بسيار ديدني خواهد بود، تجربه جنگيدن در شب نيز جالب است زيرا در اين موقع المان مخفي‌كاري را هم به بازي اظافه كنيد! كلا چهار حالت طلوع و غروب را داريم كه در نوع خود ركورد جالبي است ( البته بازي Alan Wake در اين زمينه پيشتاز است). ابر‌ها نيز حركت فوق‌العاده زيبا و طبيعي را از خود به نمايش مي‌گذارند هنگام بارش باران مشاهده مي‌كنيم ابتدا ابر‌ها در يك جا متراكم مي‌شوند و پس از برخورد تخليه الكتريكي صورت مي‌گيرد و رعد و برق و بارش و رگبار را مي‌بينيم، نكته‌اي كه در اين بين براي من بسيار جالب بود شبيه سازي باران بود، در ابتدا باد به صورت كولاك بر محيط مي‌وزد بعد از آن خاك و غبار فراواني محدوده را تصرف مي‌كند، حتي درختان در اثر اين باد مي‌شكنند و شاخه‌هايشان پراكنده مي‌شود! براي اولين بار بود وقتي مشاهده كردم مخالف حركت باد اگر ايستاده باشيد گرد و خاك و نوعي فشار شما را به عقب مي‌كشد كه واقعا جالب بود گويي واقعا باد سنگيني شما را از جاي بلند مي‌كند، اگر در اين هنگان تير يا نارنجك هم پرتاب كنيد دود ناشي از تير يا نارنجك همسو با جهت باد حركت خواهد كرد.


TNA iMPACT ::: پیش نمایش
موضوع : نقد و بررسی بازیها
 

زمانی که برای آخرین بار بازی را در ماه اکتبرسال گذشته دیدیم همه چیز به سمت تبدیل شدن TNA به یک بازی سرعتی به همراه طراحی کاراکتر عالی پیش می رفت.بعد از تجربه مجدد این بازی در کنفرانس خبری بهاری Midway در لاس وگاس مشخص شد که زحمات زیادی بروی بازی صورت گرفته تا اینکه حرکات واقعی کشتی به همراه یک فریم ریت (frame rate) ثابت و مسابقه های متنوع به آن اضافه شود.

دربازی که در این کنفرانس ارائه شد یک گروه 25 نفری از کشتی گیران جدید به TNA اضافه شده بود گروهی که شامل کشتی گیران پرطرفداری همچون Booker T ،Alex Shelley  و Chris Sabinمی شد.براساس چیزی که ما دیدیم مشخص شد کار زیادی بروی بازی صورت گرفته تا اینکه هر کشتی گیر از لحاظ حرکات پایه،درگیرشدن ها و حرکات پایانی کاملا منحصربفرد باشد.دربازی کشتی گیران به سه دسته مختلف تقسیم شده اندgrappler, acrobat  و brawlerکه هر دسته مشخص می کند کشتی گیر قادر به انجام چه حرکاتی خواهد بود به عنوان مثال کشتی گیری مثل  Scott Steiner از دسته brawler هرگز نمی تواند حرکات آکروباتیکی همچون  A.J. Styles انجام دهد.

اگرچه سازنده بازی قول داده است هر کشتی گیر حرکات منحصربفرد زیادی داشته باشد با این حال یادگیری کنترل بازی همچنان کار ساده ای خواهد بود.با کلید A لگد می زنید با کلید B مشت  و با نگه داشتن کلید Y درموقعیت مناسب عمل گرفتن را انجام خواهیدداد و با استفاده از کلید B حرکات مختلف زیادی مانند بالا رفتن از کنار رینگ را می توانید انجام دهید.همچنین می توانید این حرکات پایه را با استفاده از کلید چپ تغییر دهید به عنوان مثال با استفاده از این تکنیک قادر خواهید بود ضربات و گرفتن های قدرتمندتری را انجام دهید.برای دفاع و حرکت معکوس از کلید راست باید استفاده کنید و برای دویدن در رینگ کلید right trigger استفاده می شود.

در مورد انواع مسابقه ها، مهمترین خبری که اعلام شد اضافه شدن مسابقه ی Ultimate X match به TNA بود دراین مسابقه دو و یا چند کشتی گیر به رینگی ویژه وارد می شوند که باید بروی آن  و برای رسیدن به  علامت X قرمز رنگی که در ارتفاع و در وسط رینگ معلق شده است با هم مبارزه کنند.دراین نوع مسابقه یک حالت استراتژیک قرار داده شده  است که مانند آن در مسابقه های استاندارد دیده نمی شود.برای رسیدن به علامت X ابتدا می بایست از گوشه رینگ بالا بروید و سپس با گرفتن طناب کم کم خود را به X قرمز رنگ برسانید.

زمانی که به هدف خود رسیدیت با زدن کلید B وارد بازی می شوید که در این بازی هدف شما این است که اشاره گر لغزنده را در مرکز نوار نگه دارید.با چند بار انجام این حرکت کشتی گیر شما مدال X را بدست می آورد و برنده مسابقه خواهدشد.بدبختانه زمانی که سعی می کنید خود را به علامت X برسانید حریف شما نیز سعی می کند این کار را انجام دهد و یا حداقل مانع شما شود.او ممکن است با آویزان شدن به طنابی که شما با استفاده از آن در حال حرکت هستید از پشت به شما لگد بزند و یا اینکه از روی تشک به سمت بالا می پرد تا اینکه شما را از بالای طناب پایین بیندازد.چیزی که این نوع مسابقه را جذاب کرده غیرقابل پیش بینی بودن آن است.

سازندگان بازی برای هر دو حالت online و offline قول فریم ریت ثابت 60fps را داده اند.با حرکتی که بازی رقیب یعنی SmackDown! vs. RAW در تمرکز بروی مبارزات تیمی انجام داد باید دید TNA در این مد از بازی چه حرفی برای گفتن خواهدداشت.همچنین باید دید چه مسیر داستانی برای بازی در نظرگرفته می شود.سازندگان بازی در این مورد قول یک مسیر داستانی منحصربفرد را در کنار یک مد دوره ای ساده داده اند.

زمان انتشار بازی ماه سپتامبر اعلام شده است که با وجود این وقت باقی مانده  مناسب تا زمان تاریخ انتشار بازی سازندگان وقت کافی برای حل مشکلات باقی مانده ی TNA خواهند داشت.



پیش نمایش Halo Wars
موضوع : نقد و بررسی بازیها
 

داستان Halo Wars بیست سال قبل از وقایع Halo: Combat Evolved در سیاره ای اتفاق می افتد که در سیستم ستاره شناسی Epsilon Indi با نام Harvest شناخته می شود.بلافاصله پس از شروع بازی با تعدادی از کاراکترهای اصلی جهان Halo آشنا خواهید شد.کاراکترهایی مثل Captain Cutter از Spirit of Fire و Serina هوش مصنوعی Spirit of Fire که جایگزین Cortana شده است. Captain Cutter کاراکتری است با موهای خاکستری، دیپلماسی کم اما به اندازه کاراکتر Captain Keyes در Halo قاطع است.یکی دیگر از کاراکترهای آشنای بازی پرفسور Andres است دانشمند جوانی که هنوز نقش او بروی Spirit of Fire مشخص نشده، کاراکتر معروف دیگر Sergeant Forge است سربازقدیمی که آثار زخم جنگ بر چهره ی او دیده می شود.

سازنده ی  بازی Ensemble  به خوبی به این مطلب واقف شده است که داستان مهمترین نقش را در Halo Wars ایفا می کند.داستان بازی توسط ویدئوهای کوتاه و تصاویر روایت خواهدشد. در اولین ماموریت کنترل Forge را برعهده خواهید گرفت و وظیفه شما این است که به کمک پایگاه آلفا بروید که مورد هجوم نیروهای Covenant قرارگرفته است.Forge به تنهایی کار خود را شروع می کند اما کم کم و با پیشرفت در بازی افراد بیشتری به تیم شما خواهند پیوست البته این تیم کوچک نمی تواند دربرابر دشمن مقاومت زیادی از خود نشان دهد خوشبختانه بزودی نیروهای زبده و البته سپرهای انرژی از جهان Halo به تیم مبارزین خواهند پیوست  و حالا فرصت آن رسیده تا اینکه با استفاده از تیم خود از سپر حفاظتی عبور کنید و ژنراتور را در طرف دیگر جنگ غیرفعال کنید.

بعد از اینکه ماموریت اول را با موفقیت پشت سر گذاشتیم ویدئوی کوتاهی نمایش داده شد که ما را با Relic آشنا کرد.Relic نام تاسیساتی است که ظاهرا برای Covenant ها بسیار مهم بوده و Hierarchs خواستار نابودی Relic است اما Forge هم به همین خاطر فرستاده شده تا اینکه جلوی نابودی Relic  را بگیرد.در مرحله ی، Relic Approach با ساختار منابع(منابعی مثل گاز در Star Craft)   آشنا خواهید شد البته منابع بخش اصلی Halo Wars نیستند اما در ساخت و افزایش نیروها نقش اساسی خواهند داشت همچنین برای ساخت تاسیساتی مثل سربازخانه و کارخانه ساخت وسایل زرهی از طریق منوی چرخان وابتکاری بازی به منابع احتیاج خواهید داشت.اگر با استفاده از analog stick بروی یکی از تاسیسات قرار بگیرید اطلاعات مختصری در مورد آن نمایش داده می شود.برای ساخت نیرو ابتدا باید ساختمان مربوط را انتخاب کنید وسپس با انتخاب نوع نیرو و تعداد آن، نیروهای خواسته شده به ارتش شما اضافه خواهند شد. پس از اینکه در بازی پیشرفت کردید نیروهای پیشرفته تری به انتخاب های شما اضافه خواهند شد. نیروهایی مثل تانک های Scorpion ،نیروهای آتش زا و نارنجک انداز.

خوشبختانه کنترل نیروها با استفاده از کنترلر Xbox360 به خوبی و روان طراحی شده و به راحتی می توانید به نیروهای خود فرمان های حمله ،توقف و حمله ی ویژه را صادر کنید.در Halo Wars هر نیرو یک secondary attack(حمله ی نوع دوم)خاص خود را دارد که با استفاده از آن می توانید ضربات مهلکی را به دشمن وارد کنید البته پس از هربار استفاده باید مدتی را صبر کنید تا اینکه نوار انرژی نیرو دوباره پر شود.به عنوان مثال سربازان UNSC نارنجک پرتاب می کنند و تانک های Scorpion از آتش سنگین توپ استفاده خواهند کرد.

در بازی با سربازان زردرنگ UNSC مواجه خواهید شد که در برخی از مواقع از شما فرمان می گیرند اما در اکثر اوقات تحت فرمان هوش مصنوعی Halo Wars هستند و معمولا برای حفاظت از یک منطقه و یا پشتیانی تیم شما استفاده می شوند.پس از پایان هر ماموریت به شما جایزه و درجه اهدا می شود که برحسب عملکردتان بین طلا،نقره و برنز متغیر است.همچنین در ازای کارهایی مانند تمام کردن ماموریت در زمان کوتاه و یا انجام ماموریت های ثانوی مثل کشتن 20 ، jackal جایزه ی ویژه دریافت می کنید.

باید اعتراف کرد طراحی Halo Wars با جزئیات و کیفیت بالا انجام شده و به خوبی توانسته محیط جهان Halo را به بازیکنان خود القا کند.Halo Wars برای انتشار در سوم مارس 2009 برنامه ریزی شده است. متاسفانه یکی از خبرهایی که ممکن است تا حدودی بروی کیفیت بازی تاثیر بگذارد خبری است که مایکروسافت در آن اعلام کرده پایان ساخت Halo Wars در حقیقت پایانی است برکار Ensemble  سازنده ی بازی که حداقل امیدوار است پایان خوشی داشته باشد.



TENCHU4 ::: نقد بازی
موضوع : نقد و بررسی بازیها
 

Tenchu 4: Art of the Ninja
بازگشت قهرمان سایه 

در دنياي بيكران بازي هاي رايانه اي معمولا روال بر اين است كه بازي هاي خوب و محبوب كه با استقبال مردم نيز مواجه مي شوند، از طرف منتقدان بازي نيز مورد توجه قرار مي گيرند و از سايت هاي معتبر بازی نيز امتيازات بالايي دريافت مي كنند و بلعكس، بازي هايي كه با استقبال مردم رو برو نمي شوند، عمدتا بازي هاي ضعيفي هستند كه منتقدان نيز آن ها را جدي نمي گيرند و امتيازات پاييني دريافت مي كنند. البته عكس اين قضيه نيز صادق است، به طوريكه بازي بسيار جذابWorld of Goo  كه امتياز هاي فوق العاده بالايي از سايت هاي معتبر به دست آورد با استقبال مردم روبرو نشد. هدف از پرداختن به اين مطالب، اين است كه اصولا استقبال از يك بازي چندان به امتياز و نظر منتقدان بستگي ندارد. نمونه بسيار واضح آن سري بازي هاي  Silent Hill است كه متاسفانه با تمام شايستگي هايش هيچگاه امتياز متوسط به بالا از منتقدان بازي دريافت نكرده است، اما هميشه جزو بازي هاي فوق العاده محبوب به شمار مي آيد. نمونه ديگري از اين دست بازي ها كه به آن خواهيم پرداخت سري Tenchu است كه از گذشته نسخه هاي مختلف آن روي انواع كنسول ها منتشر شده و هيچ وقت امتياز هاي بالاي را به خود اختصاص نداده، اما هميشه محبوب و پرطرفدار بوده است، به خصوص در كشور ژاپن. يكي از بهترين خبرهايي كه در ماه هاي اخير طرفداران كنسول PSP را خوشحال و شادمان گرداند، خبر عرضه بازي   Tenchu 4روي اين كنسول بود. اواسط سال 2008 بود كه خبر ساخته شدن نسخه ايي از  Tenchuروي كنسول  Wiiتاييد شد و چند ماه بعد نيز خبر ساخته شدن نسخه چهارم اين عنوان روي PSP تاييد شد. خبر عرضهTenchu 4  طرفداران اين بازي به خصوصPSP  داران بيشماري را خوشحال گرداند، زيرا نسخه قبلي بازي روي اين كنسول كه با عنوانTenchu: Time of the Assassins  منتشر شده بود اصلا بازي خوب و قابل توجهي نبود.
متاسفانه نسخه قبلي كه توسط شركت  SEGAتهيه شده بود يك نسخه بسيار ضعيف و نا اميد كننده از اين سري بازي محبوب بود. داستان پردازي ضعيف، گرافيك بد، گيم پلي عذاب آور و مجموعه اي از عوامل ضعيف ديگر، دست در دست هم دادند تاTenchu: Time of the Assassins  به يك عنوان كاملا شكست خورده تبديل گردد. از اين رو طرفدارانTenchu  از دو سال پيش تا به حال منتظر عرضه نسخه جديدي از بازي رويPSP خود بودند كه بالاخره اين مهم به وقوع پيوست.
شما كماكان در بازی در نقش ریکیمارو (Rikimaru) قرار دارید و پس از انجام چندین ماموریت کنترل آیامه ( Ayame) را نیز در دست خواهید گرفت.
البته هنوز نسخه انگلیسی بازی به بازار عرضه نشده است، به همین دلیل بیش از این نمی توان درمورد داستان بازی اظهار نظر کرد. پس ما هم نقد و بررسی داستان بازی را به زمان عرضه نسخه انگلیسی آن موکول می کنیم.
 از آنجاييكه در ساخت Tenchu 4 موتور بازي به كل نسبت به Tenchu: Time of the Assassins تغيير كرده است، لذا گرافيكTenchu 4  هم دچار تحولات خوب زیادی شده و به جزئیات نیز توجه خاصی شده است. كاراكترهاي سري Tenchu را همانند سري Ninja Gaiden شخصيت هايي نینجا تشكيل مي دهند كه ذاتا از سرعت عمل بالايي برخوردار هستند و در زد و خوردها بسيار سريع عمل مي كنند. به همین دلیل شما می توانید در بازی شاهد اجرای انواع فنون مخفی کاری (Stealth) مخصوص نینجاها توسط ریکیمارو و آیامه باشید که در نوع خود در سری بازی های Tenchu کاری جدید و منحصر به فرد محسوب می شود. درضمن براي هر چه بهتر در آمدن اين صحنه ها هم از تکنیک های خاص بصری استفاده شده است که به جذابیت بازی افزوده است.
کنترل بازی هم بسیار خوب و منطقی کار شده است و در حین انجام ماموریت ها مشکل خاصی با آن ندارید. شاید تنها نکته منفی بخش کنترل را بتوان بخش مبارزات تن به تن آن دانست که با تغییر زاویه دوربین و محدودیت انجام ضربات، درگیری ها را کمی سخت و کسالت بار کرده است.
موسیقی بازی هم بسیار خوب و به جا کار شده است. استفاده از سازهای شرقی و تم های خاص این نوع بازی ها، توانسته حس درگیری در یک ماجرای نینجایی را به خوبی به بازیکن ها القاء کند و او را در فضای منحصر به فرد بازی قرار دهد.
در نهایت می توان بازی Tenchu 4  را یک بازی خوب و خوش ساخت برای کنسول PSP دانست که توانست یکبار دیگر علاوه بر زنده نگه داشتن نام این بازی، توانمندی های این کنسول کوچک را به همه ثابت کند.



Residentevil:Degeneration ::: نقد انیمیشن
موضوع : نقد و بررسی بازیها
یادم می آید زمانی که خبر ساخت فیلمی بر اساس بازی معروف و محبوب Resident Evil را شنیدم آنقدر هیجان زده شدم که تا زمان اکران فیلم روزشماری می کردم. اما زمانی که فیلم اکران شد همه چیز تغییر کرد. این فیلم به هیچ وجه آن چیزی نبود که طرفداران سری بازی های Resident Evil انتظار دیدنش را داشتند. جدا از داستان ضعیف فیلم، ساختار آن هم با مشکل اساسی مواجه بود و اگر فضای ترسناک حاکم بر آن به دادش نمی رسید، به طور حتم فیلم با یک شکست تجاری بزرگ روبرو می شد، گرچه ساخت این فیلم چندان هم هزینه بردار نبود. متاسفانه چنین روند تاسف باری در شماره های بعدی فیلم هم دیده شد و نهایتا سری فیلم های Resident Evil به مجموعه ای سطحی و مملو از خون ریزی تبدیل شد و هیچگاه نتوانست جایگاه ویژه ای را کسب کند. همین موضوع و اعتراض طرفداران سری بازی های Resident Evil به روند ساخت فیلم ها باعث شد تا خود شرکت سازنده بازی کپ کام-(Capcom) اقدام به ساخت فیلمی بر اساس این سری بازی های محبوب کند. البته این فیلم با تکنیک معمول به کار رفته در ساخت دموهای بازی (CG) ساخته شده. به نظر می رسد که دلیل اصلی ساخته شدن فیلم Resident Evil: Degeneration با این تکنیک این بود که سازندگان اصلی سری بازی‌هایResident Evil  پس از دیدن سری افتضاح‌هایی به نام این مجموعه روی پرده نقره‌ای، به فکر اعاده‌ حیثیت و ادای دین به شاهکاری به نام Resident Evil افتادند. بازی Resident Evil برای اولین بار در سال ۱۹۹۶ وارد بازار شد. این بازی زیبا و پرطرفدار حاصل خلاقیت یکی از بزرگترین بازی سازان حال حاضر جهان یعنی«شینجی میکامی» بود. 
جنجال از کجا شروع شد؟


با ساخت اولین فیلم از این سری بازی‌ها در سال ۲۰۰۲ به کارگردانی پل اندرسون (Paul S. W. Anderson) بسیاری از طرفداران این بازی با اثری ضعیف که فقط ظاهر این سری بازی‌ها را در خود داشت مواجه شدند. در ادامه هم دو دنباله‌ی دیگر برای این فیلم ساخته شد که هرکدام بیشتر و بیشتر از ساختار کلی بازی دور شدند و در نهایت با ورود شماره‌ سوم بود که اعتراضات نسبت کیفیت بد و دور شدن از داستان اصلی از طرف طرفداران بازی شدت گرفت. جالب اینجاست که بیشتر این اعتراض ها متوجه شرکت کپ کام بود که هیچ همکاری با تیم سازنده‌ی فیلم نداشت. در نهایت شرکت کپ کام با اعلام ساخت یک فیلم انیمیشنی از این سری بازی‌ها بسیاری از این انتقاد‌ها را پایان داد. با نگاهی کوتاه به روند ساخت فیلم از روی بازی‌های رایانه ای متوجه می‌شویم که به جز چند نمونه معدود مانند Silent Hill که یک اثر متوسط بود، دیگر فیلم های ساخته شده از روی بازی‌ها به یک افتضاح تبدیل شده‌اند. جالب اینجاست که بسیاری از این بازی‌های پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک فیلم خوب را دارند. به همین دلیل شاید بتوان مهم‌ترین عامل ضعیف بودن اینگونه فیلم‌ها را مناسب نبودن کادر سازنده‌ فیلم دانست. با نگاهی گذرا می‌توانید متوجه شوید که اکثر سازندگان اینگونه فیلم‌ها یا فیلمسازانی تازه کار و یا بسیار ضعیف هستند. متاسفانه همین عوامل باعث شده است تا بازی‌هایی که هم از لحاظ داستانی و هم جو حاکم یک شاهکار به حساب می‌آیند روی پرده‌ی سینما به آثاری سطحی تبدیل شوند که حتی موفق به راضی کردن طرفداران آن ها هم نمی‌شوند. درواقع فیلم  Resident Evil: Degeneration را نمی توان یک فیلم کامل و تمام عیار به حساب آورد. این فیلم با زمان ۹۷ دقیقه‌ای خود بیشتر به یک سرهم بندی برای ساکت کردن اعتراض ها شبیه است تا یک پاسخ دلچسب به طرفداران این سری.
در شهر چه خبر است؟
داستان این فیلم درست بلافاصله بعد از پایان داستان آلودگی و نابودی شهر راکون (Racoon) اتفاق می‌افتد. درست در پایان قسمت سوم این بازی، شهر راکون که اولین قربانی ویروس T بود با موشکهای اتمی با خاک یکسان می‌شود و در این بین مامور تازه وارد پلیس شهر راکون، لیان اس کندی (Leon S. Kennedy) به همراه کلیر رد فیلد (Claire Redfield) و شری بیرکین (Sherry Birkin) در آخرین لحظات جان سالم به در می‌برد. شرکت آمبرلا (Umbrella) که دیگر تمام نقشه هایش نقش بر آب شده است به کلی از هم می‌پاشد و شرکتی جدید که به صورت مخفیانه روی واکسن این ویروس کار می‌کرده پا به عرصه وجود می‌گذارد. اما هنوز این شرکت فعالیت گسترده خودش را آغاز نکرده که با مشکلات جدی ای روبرو می شود. یکی از مهمترین این مشکلات، رها شدن دوباره‌ی ویروس T در یک فرودگاه محلی است. اما موضوع به همینجا ختم نمی شود. خیلی زود خبر می رسد که مقر اصلی این شرکت که در هند قرار دارد نیز به مشکل مشابهی دچار شده است. از طرفی، یکی از پزشکان قبلی شرکت آمبرلا که همسر و فرزندش را در حادثه‌ی شهر راکون از دست داده است برای گرفتن انتقام، به دنبال یک ویروس جهش یافته و بسیار خطرناک تر (ویروس G) به آزمایشگاه این شرکت دست برد می‌زند و با تزریق مقدار زیادی از آن به خود، تبدیل به هیولایی وحشتناک و درنده، شبیه به پروفسور ویلیام بیرکین (William Birkin) در قسمت دوم بازی می شود... داستان کلی فیلم چندان تفاوتی با داستان‌های قبلی بازی ها ندارد و به نظر می رسد که ادامه ای بر بازی ها باشد ( باور کنید تا انتهای فیلم همواره منتظر هستید تا فیلم تمام شود و شما وارد بازی شوید !!)  اما همین داستان تکراری و بسیار کوتاه، با کمال ناباوری شما را راضی نگه می دارد. (البته این موضوع فقط درباره‌ی طرفداران بازی صدق می‌کند.)
از شما توقع نداشتیم!
اما نکته‌ عجیب در این بین، این است که با توجه به اینکه اکثر انیماتور‌های شرکت کپ کام یکی از معروف‌ترین و قدیمی‌ترین سازندگان انیمیشن هستند، ولی با کمال تعجب در فیلم با انیمیشنی قدیمی رو به رو می‌شویم که گاها حتی از تصاویر واقعی هم برای سرپوش گذاشتن بر ماجرا استفاده شده است. نوع تصاویر انیمیشن فیلم به گونه ای است که شما احساس می کنید درحال تماشای یکی از دموهای بازی Resident Evil هستید و به هیچ وجه این احساس به شما دست نمی دهد که با یک فیلم-انیمیشن طرف هستید. شاید در مقایسه با فیلم-انیمیشن هایی نظیر FF VII:Advent Children و یا Animatrix انیمیشن به کار رفته در ساخت فیلم-انیمیشن Resident Evil: Degeneration بسیار پیش پا افتاده و ابتدایی به نظر برسند. شاید بهتر بود تا کپ کام همانند دموی بی نظیر بازیOnimusha 3: Demon Siege در این فیلم نیز از شرکت Robots برای طراحی انیمیشنها و ضبط حرکات کمک می گرفت. اما نباید از این موضوع چشم پوشی کرد که در بعضی نماها بخصوص در نماهای بیرونی و جلوه های ویژه‌ی آتش با انیمیشنی قوی روبه رو می‌شویم که اصلا قابل قیاس با انیمشن ضعیف شخصیت‌ها و حرکت‌های خشک آن ها نیست. ولی بازهم دیدن دوباره شخصیت‌های محبوب این سری در همان لباس های قبلی و همان فضاهای آشنا خالی از لطف نیست.
تنها صداست که می ماند
بدون هیچ گونه اغراقی باید اعتراف کرد که صدا گذاری این فیلم در حد بسیار مطلوبی قرار دارد. از استفاده‌ از صداپیشگان اصلی بازی برای صدای شخصیت‌های فیلم گرفته تا صدای بسیار گیرای محیط که باعث عمیق‌تر شدن جو فیلم شده است، همه باعث شده اند که صداگذاری فیلم امتیاز قابل قبولی کسب کند. اما متاسفانه چنین روند مثبتی را در موسیقی متن فیلم مشاهده نمی کنیم و تنها شاهد پخش موسیقی‌های کلیشه ای برای صحنه‌های فیلم هستیم.
کلام آخر
در کل فیلم Resident Evil: Degeneration از دو جنبه مهم قابل بررسی است که باعث می شود طرفداران خود را تا حدودی راضی نگه دارد:
 اول: دور بودن هرچه بیشتر از افتضاح‌هایی که قبلا به عنوان سری فیلم‌های Resident Evil شاهد ساخت آن ها بودیم.
 دوم :تلاش سازندگان فیلم برای حفظ هرچه بیشتر فضای حاکم بر بازی‌ها.



devil may cry
موضوع : نقد و بررسی بازیها
 

داستان نسخه چهارم این بازی مشهور بعد از نسخه اول و دوم اتفاق می افتد و بر خلاف نسخه های پیشن این بار داستان پیرامون شخصیتی جدید غیر از دانته در جریان است. پسر جوان و جویای نامی به نام نرو. سالها پیش دروازه تاریکی بروی زمین باز شده بود و موجودات سیاهی شروع به قتل عام انسانها کرده بودند. در ان زمان گروه های مختلفی در برابر ارتش تاریکی ایستادگی کردند اما همه نابود شدند تا اینکه یکی از بزرگترین فرمانده های همان ارتش به نام اسپاردا شروع به مبارزه با هم رزمان خود کرد و توانست بیشتر انها را از زمین بیرون کند و دروازه تاریکی را برای اولین بار ببندد و نگهبانانی برای محافظت از دروازه قرار دهد. بعد ها اسپاردا با یک زن زمینی ازدواج کرد و صاحب 2 فرزند دو قلوی عجیب شد او نام ان دو برادر را دانته و ورجیل نهاد.اسپاردا مرد و پسران او بزرگ شدند. یکی از پسر های اسپاردا با نام ورجیل طمع کرد و با اینکه انسان پر قدرتی بود از خانواده جدا شد و پی قدرت بیشتر رفت. او کشیش مخصوص پدرش را پیدا کرد و به کمک اویکی یکی موانع پدرش را پشت سر گذاشت اما برای باز کردن دروازه اصلی به گردنبندی احتیاج بود که اسپاردا برای پسرانش به یادگار گذاشته بود نصف این گردنبند همراه دانته و نصف دیگر در اختیار ورجیل بود. ورجیل بوسیله همان کشیش مرموز دانته را به بلندترین برج قعله دعوت میکند و شکست میدهد و دروازه تاریکی را دوباره باز میکند اما طولی نمی انجامد که دانته تله های پدرش را پشت سر میگذارد و ورجیل را در همان سرزمین نفرین شده شکست میدهد و دروازه تاریکی را برای دومین بار میبندد اما ورجیل هم نمیمیرد و در سرزمین تاریکی زنده میماند.

چند سال بعد دختری در رستوران معروف دانته یعنی رستوران Devil May Cry سراغ دانته میاید و به او میگوید که موجوداتی از سرزمین تاریکی روی زمین باقی ماندند و در پی باز کردن دروازه برای سومین بار هستند تا زمین را از انسانها پاک کنند. دانته به مبارزه با انها میپردازد و هویت واقعی دختر مرموز که خود یک شیطان است را کشف میکند و سعی میکند زمین را از شر موجودات زمینی پاک کند. سپس او به درون دروازه نفوذ میکند و برای بسته شدن ان مجبور میشود مثل پدرش یکی از فرماندهان تاریکی را نابود کند و در حالی بر میگردد که زمین دیگر ارام شده. بعد از این جریانات وی نام کافه خود را به شیطان نمیتواند گریه کند تغییر میدهد چرا که با چشم خود اشک دختر را دید و به او اطمینان داد که او انسان است و این همه مدت اشتباه میکرده.


هزاران سال بعد یک سازمان مذهبی اسپاردا را پرستش کردند و تصمیم گرفتند تا زمین را از شر اهریمنان و موجودات شیطانی باقی مانده از سرزیمن تاریکی پاک کنند.محل اقامت انها در کلیسایی در شهر فورتونا بود و از ان به بعد همگان سازمان انها با نام (”Order of the Sword,”) را شناختند. این سازمان از نخبه ترین شوالیه های پاکدامن ساخته شده بود. یک روز یک شوالیه جوان به نام نرو گواهی هایی مبنی بر قتل عام های فجیعی که توسط سلحشوری جوان انجام شده بودند را آشکار کرد. این سلحشور جوان کسی نبود جز دانته، پسر اسپاردای قهرمان!
حالا نرو مامور شده بود که دانته را نابود سازد تا به فکر کسب قدرت و باز کردن دوباره دروازه تاریکی نیفتد.اما نرو یک اشتباه خیلی بزرگ کرده بود و آن اینکه این بار قرار نیست با چند تا اهریمن ساده بجنگد. این بار جنگ با پسر اسپاردا است. کسی که چندین بار با فرماندهان تاریکی روبه رو شده و یک انسان معمولی نیست.
در دموی داستانی که از بازی به نمایش در آمد دانته به کلیسای شهر فورتونا حمله کرده و شروع به کشتن کشیش های زاهد آنجا میکند. در این لحظه نرو از راه میرسد و نبرد 2 قهرمان آغاز میشود.
با اینکه دست نرو در مبارزه میشکند، سرانجام موفق میشود دانته را به روی زمین بیندازد. اما زمانی که شمشیر را برای کشتن دانته بالا می آورد، دانته را نمیکشد!
در دمو های گیم پلی که از بازی به نمایش در آمده نرو با استفاده همان دستی که در مبارزه با دانته شکسته بود نیروی خاصی که مثل اتش سوزان است بر سر دشمنان میریزد. بزرگترین حدسی که درباره داستان زده شده این است که شاید دانته به نرو کمک کرده باشد تا این نیرو را بدست بیاورد. هر چه باشد نرو یک انسان است و این نیرو تا حدی عجیب به نظر میرسد.
گرافیک بازی پیشرفت بسیار خوبی داشته و بنظر میرسد با یکی از بهترین گرافیک های این سری بازی رو به رو باشیم. محیط های بازی بسیار وسیع تر و متنوع تر شده اند و دیگر مانند نسخه های قبلی اغلب در شکم یک موجود و یا در یک کلیسا مبارزه نمیکنیم. اینبار محیط هایی چون کوهستان، بندر و شهر های بزرگ انتظار ما را میکشند. صدا گذاری بازی هم که همچنان عالیست و این بار با اهنگ های تند تری رو به رو هستیم به علاوه دختری که همراه نرو است و به او کمک میکند، آواز هم میخواند!



Batman: Arkham Asylum ::: پیش نمایش
موضوع : نقد و بررسی بازیها

Batman: Arkham Asylum

پلتفرم : PC – PS3 – Xbox 360

موفقیت های فیلم شوالیه تاریکی بر هیچ کس پوشیده نبود و از ماه ها قبل از اکران این فیلم بسیاری از منتقدان فروش خیره کننده فیلم را پیش بینی کرده بودند (فروش فیلم بالغ بر یک میلیارد دلار در سراسر جهان بوده است). اما نکته ای که کمی عجیب به نظر می رسد، عرضه نشدن یک بازی با این فیلم بود. از آنجایی که معمولا برای تمام فیلم های ساخته شده از روی کتاب های کمیک بازی نیز ساخته می شود، همیشه این سوال مطرح بود که چرا شرکت برادران وارنر به فکر ساخت بازی برای این فیلم نیفتاد؟ هر چند یکی دو ماه پس از اکران فیلم، بازی LEGO Batman عرضه شد اما طرفداران این شخصیت کمیک هرگز با یک بتمن لگویی راضی نمی شوند. طرفداران بتمن در گیرودار اکران فیلم و بازیLEGO Batman  بودند که خبر ساخت نسخه ای از بازی باعث خوشحالی علاقه مندان این خفاش سیاه پوش گردید. این بازی که بتمن: تیمارستان آرخام (Batman: Arkham Asylum) نام دارد، در بهار 88 و برای سه پلتفرم PC،PS3   وXbox 360  عرضه خواهد شد. شرکت سازنده بازیRocksteady  و ناشر بازی نیز شرکت معروفEidos  است که از این شرکت امسال شاهد دو بازیTomb Raider: Underworld  و ShellShock 2: Blood Trails بودیم که متاسفانه عنوان دوم چندان موفق عمل نکرد.

http://majid.parsaspace.com/BatMan/1.jpg

داستان:

محل وقوع بازی مانند تمامی فیلم ها و بازی هایی که از این شوالیه سیاه پوش ساخته شده گاتام سیتی است. این بار لوکیشن اصلی بازی، تیمارستانی خوف ناک و وهم آلود به نام آرخام است که محل نگهداری مجرمان و خلافکاران شرور و بد سابقه است. روزگار در گاتهام سیتی به خوبی در حال سپری شدن است تا اینکه جوکر، بدمن ثابت مجموعه آثار بتمن خود را تسلیم کرده و به آرخام منتقل می شود. جوکر که با قصد و نیتی شوم به آرخام رفته است پس از انتقال به این تیمارستان با خیال راحت مشغول به انجام نقشه خود می گردد. جوکر پس از ارتباط با زندانیان و خلافکاران زمینه شورش و آزادی آنها را فراهم کرده تا با کمک و همدستی آنان بتواند بر اوضاع گاتام سیتی مسلط شده و با خیال راحت به جنایات خود بپردازد. بعد از این حادثه مسئولان شهر مجددا به کمک و مساعدت بتمن نیازمند می شوند و اینجاست که بتمن باید رو در روی عده بیشماری از دشمنان قرار گیرد. همانطور که مشاهده می کنید، داستان بازی مانند تمامی فیلم ها و بازی های بتمن حول مبارزات بتمن با خلافکاران گاتام سیتی به خصوص سردسته خبیث آنها یعنی جوکر واقع شده است. شاید این تم داستانی کمی تکراری به نظر برسد، اما در صورتی که نوع روایت و اجرا به دست افراد کاربلدی بیفتد می توان از یک داستان تکراری انتظار عنوان باشکوهی را داشت.

http://majid.parsaspace.com/BatMan/2.jpg

گیم پلی:

بتمن: تیمارستان آرخام یک اکشن-ماجرایی همراه با تمی فانتزی است. شما در این بازی کنترل بتمن را به عهده خواهید داشت و برای مبارزه با دشمنان از ابزار مخصوص او استفاده خواهید کرد. ابزاری که بتمن با آنها به جنگ دشمنان می رود غالبا ابزار سرد هستند تا گرم، وسایلی نظیر انواع قلاب، چنگک، چاقو و... ابزار بتمن را تشکیل می دهند و خبری از انواع اسلحه گرم نخواهد بود. بیشتر مبارزات حالتی تن به تن را داراست و مراحلی نیز وجود دارد که کمی مخفی کاری چاشنی انجام مرحله است.

http://majid.parsaspace.com/BatMan/3.jpg

گرافیک: 

برای ساخت بازی از موتورUE3  استفاده شده است. با توجه به کارایی بسیار خوب این موتور و همچنین پیش نمایش های ارایه شده و Screenshotهای بازی می توان به گرافیگی زیبا و چشم نواز امیدوار بود. طراحی محیط به خصوص تیمارستان آرخام فوق العاده از کار درآمده است و علی رغم مدرن بودن شبیه به قصرهای مخوف فیلم های دراکولا طراحی شده است. محیط از دقت بالایی در طراحی اجزا برخوردار است و طبق گفته سازندگان، اکثر اجزا از مدل های واقعی شبیه سازی شده اند. از آنجاییکه بتمن اکثر مبارزات خود را در شب انجام می دهد، لذا تقریبا تمامی بازی در شب می گذرد و اینجاست که می توان به تاثیر نورپردازی در طبیعی تر به نظر رسیدن اجزای محیط توجه کرد، لذا نورپردازی نقش مهمی در بهبود گرافیک بازی خواهد داشت. طراحی شخصیت ها نیز از نظر گرافیکی بسیار خوب کار شده است و به جرات می توان گفت تمامی جزئیات روی صورت کاراکترها و حتی انگشتان دست را می توان به وضوح دید. حال که بحث طراحی شخصیت به میان آمد لازم است به نکته ای اشاره کرد. هر چه قدر که شخصیت بتمن خوب، طبیعی و به خصوص با ابهت طراحی شده است، در مقابل شخصیت جوکر بسیار سبک سرانه و بیشتر شبیه به دلقک های سیرک طراحی شده است. واقعا معلوم نیست طراحان شرکتEidos  از این طراحی جوکر چه هدفی را در سر داشته اند. جوکر در این بازی نه تنها حس ترس و دلهره را به بازیکن القا  نمی کند بلکه در بعضی مواقع باعث خنده آنها نیز می گردد. وقتی همگان در فیلم شوالیه تاریکی با یک جوکر با ابهت، ترسناک و بی رحم روبرو شدند دیگر ارتباط برقرار کردن با جوکر دلقک این بازی کمی سخت خواهد شد. به جرات می توان گفت بهترین جوکر تاریخ مجموعه بتمن و یکی از بهترین نقش آفرینی های تاریخ سینما از آن هیث لجر بازیگر فقید استرالیایی بوده است که در شوالیه تاریکی با ارایه یک بازی زیر پوستی به بهترین نحو ممکن نقش جوکر را به اجرا در آورد، تا جاییکه حتی بعد از گذشت یک سال از مرگ این بازیگر توانا داوران آکادمی اسکار نتوانستند در برابر این نقش آفرینی تاثیرگذار چشم پوشی کنند و اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به هیث لجر اهدا کردند. پس نه تنها ارتباط برقرار کردن با جوکر این بازی سخت خواهد بود بلکه با جوکر فیلم بعدی بتمن نیز به سختی بتوان ارتباط برقرار کرد.

http://majid.parsaspace.com/BatMan/4.jpg

صداگذاری و موسیقی:

موسیقی به کار رفته در بازی یک موسیقی مرموز با ضرب آهنگی نسبتا کند و تمی ترسناک است که در هنگام اوج بازی و درگیری های پیش آمده ضرب آهنگ نیز بالا رفته تا هیجان لازم برای بازیکن را به وجود آورد. در قسمت صداگذاری با همان مشکل طراحی شخصیت روبرو هستیم. صدای بتمن یک صدای با ابهت و رعب آور است که رعشه بر اندام دشمنان می اندازد(به خصوص هنگامی که فریاد می کشد) اما صداگذاری شخصیت جوکر بر خلاف بتمن به بدترین نحو ممکن صورت گرفته است، صدایی نازک و ضعیف که اصلا برازنده این شخصیت نیست و حس خشونت این بدمن را به هیچ عنوان القا نمی کند. ضعف صداگذاری جوکر هنگامی بیشتر مشخص می شود که این شخصیت لب به خنده می گشاید. در این هنگام با خنده های مضحک و شبیه به جیغ طرف خواهیم شد. بعد از عادت کردن به خنده های رعب آور هیث لجر در شوالیه تاریکی واقعا تحمل خنده های جوکر این بازی برای بازیکن ها سخت خواهد بود.

نتیجه گیری:

از آنجاییکه تا عرضه بازی زمان نسبتا خوبی باقی مانده است، این انتظار از سازندگان می رود تا با برطرف کردن نقص های موجود و ارتقا نقاط قوت فعلی عنوانی برآزنده این شوالیه سیاه پوش عرضه نمایند.



مروری بر بازی Prince Of Persia قسمت اول تا سوم
موضوع : نقد و بررسی بازیها
 

پسری مغرور،ایرانی،خود بزرگ بین،خودخواه . کسی که خود را وارث تاج و تخت پدریش می دانست .زمان ، زمان زمان قدرت و جذب قدرت ها پدر پرنس(شاه ایران)به علت صحبت هایی که مبنی براین که در هند وسیله ای عجیب است که می شود با آن زمان را کنترل کرد دستور حمله به هندوستان را داد ،ایرانیان با لشکر کثیری به همراه پرنس به سمت هند به راه افتادند با خیانت کاری های وزیر هند دروازه هند باز شد و لشکر کثیر ایرانیان وارد هند شدند ،پرنس بعد از جستجو هایی توانست جنجر جادویی که باعث کنترل زمان می شود را پیدا کرد این خنجر نیرویی دارد که می توان با استفاده از آن زمان را متوقف کرد و به عقب و جلو کشید پرنس پس از پیدا کردن جنجر به پیش لشکر می رود و می بینید آنها همه جا را گرفتند و اکنون به پیش ساعت شنی جادویی رسیدند ایرانیان ساعت شنی و برده هایی را برای ایران به پیش شاه بردند شاه پس از دیدن ساعت شنی مجزوب ساعت شنی شد درهمین لحظه وزیر هند می گه اگر می خواهید به قدرت واقعی این ساعت شنی پی ببرید باید خنجر جادویی رو درون محفظه مخصوص ساعت شنی قرار دهید و چون شاه دیگر طاقت نداشت و می خواست هر چه زودتر قدرت ساعت شنی را ببینید به پرنس دستور تا این کار را بکند .

پرنس با غرور به سمت ساعت شنی رفت در همین لحظه یکی از برده ها (که بعدا معلوم شد ماهارجه هندی است)میگه نباید شما این کار رو بکنید و اگر این کار رو بکنید اتفاق بدی می یوفته ولی پرنس مغرور کاری با این کارا نداشت (دختره چی میگه من پسر شاه برو بچه جون)به سرعت به سمت ساعت می ره و خنجره درون ساعت می کنه. ولی تازه می فهمه چه گندی بالا آورده شنها آزاد می شه و سرزمین رو در برمی گیره این شن ها با پوست هر شخصی تماس پیدا کند او را به هیولاییاهریمنی تبدیل می کند که لشکر کسی می شود که دو نیرو را داشته باشد همان دو نیروییکه سبب می شود همه به هیولا تبدیل شوند جزآن دو نفرکسی که خنجر را دارد (خود پرنس) و کسی که گردنبدند جادویی رو داره(فرح دختر ماهاراجه) و وزیر هم باخواندن ورد های فراوان خود را ایمن می کند و آن لشکرش را بر زد ما برای به دستآوردن خنجر و گردنبند می فرستد.
فرح به ما می گوید که این خنجر قدرت بیرون کشیدن شن ها وذخیره ی آنها در خود را دارد و توسط آن می توان زمان را در اختار گرفتو درنهایت با سختی های فراوان به ساعت شنی می رسیم که پرنده های اهریمنی وزیر آن را بهبالای برجی انتقال داده اند فرح به ما می گوبد خنجر را وارد قفل ساعت شنی کن تاهمه چیز به سر جای اولش برگردد اما ما به او اعتماد نمی کنیم و به علت همین حماقتوزیر از راه می رسد و مجبور به فرار میشویم و چون خنجر یک بار به زمین می افتدذخیره ی آن خالی می شود و نمی توانیم زمان را به عقب برگردانیم

و بعد از سختیهای فراوان فرح به ما می گوید که وقتی کوچک بوده مادرش به او گفته است که وقتی درمشکل بزرگی گیر کردی بگو کاکولوکیا تا آن مشکل رفع شود و همین نیرو سبب می شود کهما به مکانی جدید راه پیدا کنیم راه دیگری برای رسیدن به ساعت شنی, یک میان بر اماداستان به همین سادگی ها هم تمام نمی شود زیرا در راه فرح جان خود را از دست می دهدو برای حفظ خنجر خود را فدا می کند

ما که کمی به فرح انس گرفته بودیم و بسیارعصبانی بودیم عزم خود را جزم کرده و به هر قیمتی شده به اتاق ساعت شنی میرویم وخنجر را در قفل آن فرو می کنیم و همه چیز را باز می گردانیم تا چند ساعت قبل ازجنگ(همان جایی که بازی شروع شد)با سرعت تمام به سوی هندوستان رفته و با فرح شروع بهصحبت می کنیم اما او دیگر ما را نمی شناسد


تمام جریانات و نقشه ی وزیر را برایاو بازگو می کنیم و او کم کم باور می کند و همین هنگام که نزدیک جنگ هست وزیر وقتیکلمه ی خنجر را می شنود و می فهمد در نزد ماست برای به دست آوردن گردنبند و خنجر بهاطاق وارد شده تا با لشکر توسط نیروی اهریمنی ای که می خواهد تشکیل دهد با ایرانمقاابله کند
ما هم او را نابود ساخته و خنجر را تسلیم فرح کرده و وقتی نام مارا جویا می شود می گوییم کاکولوکیا!!!



آخرين مطالب سايت ...
» انتقال
» کپکام علیه مارول
» تم بازی left4dead
» ترس و دلهره در Wii
» بازی موبایل:::manchester united 09
» ترس ژاپنی ها از دنیای غرب
» Huxley هنوز نفس می کشد
» پرواز مرد عنکبوتی
» کوجیما و شکنجه‌ی طرفداران متال گیر
» بازی Wanted برای موبایل
» آهنگ بازی devil may cry 4
» دانلود بازی dragon hunters برای nds
» والپیپر بازی gears of war 2
» dynamite fishing 2 برای موبایل
» سونی هم از خجالت مایکروسافت درآمد
» رمز های بازی god of war chains of olympus
» رمز های بازی resident evil 5 برای x360
» Sherlock Holmes The Mystery of the Mummy.
» Touch Mechanic
» warcraft3 cheat
» Giana sisters
» پگل در دنیای وارکرفت
» والپیپر ::: Wallpaper
» Hammerin'Hero
» Braid

عکس تصادفي

موضوعات
» اخبار بازیها » والپیپر بازیها » آهنگ بازیها » تریلر بازیها » psp » رمز و راهیابی بازیها » دانلود بازی » تم بازیها برای کامپیوتر و موبایل » سخت افزار » warcraft » نقد و بررسی بازیها » بازی موبایل
پيوند سايت
» زيبا ترين قالب هاي وبلاگ
» بزرگترين لينک باکس ايرانيان
» هاست و دامين
» SHophaa
» Far30Mobile
آرشيو سايت
»هفته اوّل مرداد 1388
»هفته چهارم خرداد 1388
»هفته سوم خرداد 1388
»هفته دوم خرداد 1388
»هفته اوّل خرداد 1388
»هفته چهارم اردیبهشت 1388
»هفته سوم اردیبهشت 1388
»هفته اوّل اردیبهشت 1388
»هفته چهارم فروردین 1388
»هفته سوم فروردین 1388
»هفته دوم فروردین 1388
»هفته اوّل فروردین 1388
»هفته چهارم اسفند 1387
»هفته سوم اسفند 1387
»هفته دوم اسفند 1387
نويسندگان

mohammad , ERFAN
>
آمارسايت
»کاربر: شما

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن ! به مدير وبلاگ ايميل بزنيد ! ذخيره كردن صفحه! لينک RSS
site map site map ror html site map
Add to Technorati

لوگو سايت
کليک کنيد
ساعت


نظر سنجي